خرید بک لینک

درباره سایت

بشر

امکانات وب

آتنا سخن نگفت چو خورشید

آتنا اگر زنده میماندی هم چیز زیادی از این دنیا دستگیرت نمی شد مانند آتنا دائمی

برچسب: دائمی, نویسنده: حامد زارعی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:46

پوچ است دست راست، پوچ است دست چپ

بازیت مسخره ست! هرگز نمی برم

هر روز می کنم گریه برای تو

هر شب غریبه ای را توی بسترم

برچسب: نویسنده: حامد زارعی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:46

سؤالم از همهی آنهایی است که روز دختر را تبریک میگویند.این تبریک و شادباش به چه منظور و عنوانی است؟ آیا خوشحالید که فرزند دختری دارید و به خاطر بودن آن دختر در زندگیتان به او تبریک میگویید؟ یا اگر آن دختر ازدواج کرده باشد از لیست تبریکگوییتان حذف خواهد شد؟در مورد اولی صحبتی نمیکنم، تصمیمی شخصی است که به نظرم احتیاج به نامگذاری در تقویم ندارد تا آدم از بودن کسی در زندگیاش خوشحال باشد و البت

برچسب: دختر, نویسنده: حامد زارعی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:46

درک ثقل دیدگان تو بر روی من

خارج از وسع و توان درک من

مشتعل کن تو مرا در یک مکان و جای امن

تا که گر گیرم من از گرما و سوز این بدن

آنچه تا آخر بماند در دل شیدای من

نام آن عشق است، عشق من به تو و تو به من

ع.میم

توضیح: شعر کاملا بدون در نظر گرفتن احساسات شخصی بوده و فقط جنبه ی یک شعر عاشقانه از روی علاقه به سرودن بوده است.


برچسب: نویسنده: حامد زارعی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:46

اندوه بزرگیست

انبوه انتظار

خالی(صاد)

برچسب: انتظار, نویسنده: حامد زارعی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:46

در حقيقت يه بخش از اون افسانه كه از كودكى ياد ميگيريم همين هست: دكتر شدن يعنى رسيدن به يه تصور شبهخدايى! نجات دادن، زنده نگهداشتن ! بيخود نيست كه پيامبران،كشيشان و جادوگران، عموما رقباى جدى پزشكها بودند و هستند . پرسيد پايان تاريخ كِى هست؟ گفتم وقتى كه تضاد ميان بيمار و پزشك رفع بشه!

ش.ن

:: برچسبها: نجفی

برچسب: پزشک, نویسنده: حامد زارعی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:46

پنجاه و پنج بار دلم لرزید

پنجاه و پنج بار زمین خوردم

بابا که ریخت آب خودش را دور!

مامان که قرص خورد... و من مُردم!...

س.م.م

:: برچسبها: مهدی, موسوی

برچسب: لرزید, نویسنده: حامد زارعی‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:46

صفحه بندی